‏نمایش پست‌ها با برچسب سقز. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سقز. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۹ خرداد ۲۳, جمعه

مجاهد شهید رامین مصطفایی


مشخصات مجاهد شهید رامین مصطفایی

محل تولد: سقز
سن: ۲۰
شغل: سرباز وظيفه
تحصیلات: متوسطه
محل شهادت: تهران
تاریخ شهادت: مرداد۱۳۶۷

 «با تقدیم گرمترین درودها و سلامهای انقلابیم به پیشگاه رهبرانم مسعود و مریم… این‌جانب رامین مصطفایی… در عملیات بزرگ آفتاب تابان به دست رزمندگان ارتش آزادیبخش ملی ایران به اسارت درآمدم. با برخوردهای مجاهدین و خواندن آرشیو کتاب و نشریه‌ها و شناخت کمی که قبلاً از مجاهدین داشتم و خود نیز شاهد جنایتهای رژیم در کردستان بودم، حالا کاملاً آزادانه و آگاهانه تصمیم قطعی خود را گرفته‌ام که به صفوف پرافتخار ارتش آزادیبخش ملی بپیوندم و برای سرنگونی رژیم خمینی جلاد مبارزه نمایم…». تقاضانامه ‌ـ‌ ۲۲تیر۶۷ 
یکی از همرزمانش خاطره‌ای از او نقل می‌کند: «...چنان‌ عواطفی در مناسباتش با بچه‌ها موج می‌زد که گویی سالها در مناسبات ما بوده است. ‌در درگیریهای زیادی شرکت داشتیم تا این‌که خودروی ما خراب شد. من بی.کی.سی داشتم و رامین خشابهای ۲۰۰تایی را داشت و با هم یک موضع بی.کی.سی در کنار مجاهد شهید مسعود عدل در بالای ارتفاعات سمت چپ تنگه مستقر کردیم و بر ‌مزدوران آتش می‌ریختیم. طی یک جابه‌جایی، او از ناحیهٌ دست راست به‌شدت مجروح شد». 
سرانجام در یک درگیری دیگر، درحالی‌که حالت بی‌هوش داشت، به اسارت دشمن افتاد. او چند روز بعد در زندان اوین توسط دژخیمان خمینی اعدام شد و به جاودانه‌فروغهای آزادی پیوست. 

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۸ بهمن ۲۱, دوشنبه

مجاهد شهید فریده حسینی

 
مشخصات مجاهد شهید فریده حسینی
محل تولد: سقز
شغل: ديپلم
سن: ۲۲
محل شهادت: کرمانشاه
تاریخ شهادت: ۱۳۶۷

فریده حسینی در سال۶۳ با مجاهدین آشنا شد. در سال ۶۴ به منظور وصل به سازمان وارد منطقه گردید. پس از گذراندن دوره پذیرش و آموزشهای نظامی اولیه در امداد پزشكی مجاهدین مشغول به كار شد. طی مدتی كه در منطقه كردستان بود به درمان روستاییان محروم كردستان پرداخت.
انقلاب ایدئولوژیك و پیام رهائیبخش «مریم» تأثیرات عمیقی بر روی او داشت و خودش همواره از آن به عنوان نقطه عطف در زندگیش نام می برد. مسئولیت پذیری روزافزون او از آن پس گواه این حقیت بود. مدتی در پشتیبانی یكی از قرارگاههای ارتش آزادیبخش و پس از آن در بخش اطلاعات به انجام مسئولیت پرداخت. او سرانجام در آخرین نبردش «فروغ جاویدان» هم چنان كه پیشاپیش گفته بود بر سر و روی دشمن آتش بارید و چون شهاب به سوی كهكشان شهیدان پر كشید:
«... دوست داشتم كه در فردای انقلاب و پیروزی به ایران بازگشته و در آبادانی و نوسازی ایران ویرانمان شركت داشته باشم. اما خوشحالم از این كه خون ناچیز من فدیه رسیدن به این مقصود كبیر است و جزیی از بیكران دریای خون شهیدان در راه انقلاب، راه آزادی...
سوگند به نسل ایمان، نسل مریم و مسعود كه چون كوه استوار، چون رودی عظیم و خروشان، چون آتشفشان سركش و جوشان هر روز و هر لحظه و هر زمان بر مغز و قلب دیوسفاك جماران آتش خواهیم گشود و خواهیم بارید و هرگز حتی یك لحظه به آنان امان نخواهیم داد».
چنین بود كه فریده قهرمان در آخرین نبردش در فروغ جاویدان به جاودانه فروغها پیوست.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۸ مهر ۳, چهارشنبه

مجاهد شهید عبدالقادر علی نژاد


مشخصات مجاهد شهید عبدالقادر علی نژاد
محل تولد: سقز
تحصیلات: دانش آموز
سن: 19
محل شهادت: کرمانشاه
تاریخ شهادت: 1367

عبدالقادر علی‌نژاد (هیوا)، در سال۶۲، که ۱۴سال بیشتر نداشت به اتفاق خانواده‌اش وارد منطقه شد. از همان آغاز که در سنین نوجوانی بود در کنار دیگر برادران مجاهدش و در مناسبات مجاهدین شخصیتش شکل گرفت. او که خود از فرزندان دلیر هموطنان کُردمان بود، از مسئولان می‌خواست که در عملیاتی که در منطقه‌ صورت می‌گرفت،‌شرکت کند. اما مسئولان به‌خاطر پایین بودن سنش، او را از شرکت در عملیات منع کردند. ولی عبدالقادر در پشت‌جبهه در فعالیتهای انقلابی و حفاظت از پایگاهها شرکت می‌کرد. 
پس از ۱۸سالگی خواستار شرکت در یکانهای رزمی ارتش آزادیبخش شد و در صحنهٌ عملیات چنان جسارت و جنگندگی از خود نشان داد که مورد تحسین همهٌ همرزمانش قرار گرفت. عبدالقادر که به سازمان و آرمانی که انتخاب کرده بود عشق می‌ورزید، در نامه‌یی برای پدر و مادرش نوشت: 
«…‌من اولین نفری نیستم که جانم را فدای خلقم، سازمانم و ایدئولوژیم می‌کنم و آخرین نفر هم نیستم… از شما می‌خواهم که تا در توان دارید به سازمان خدمت کنید…». 
در عملیات فروغ جاویدان، در موضع تیربار بی.کی.سی، دمار از مزدوران رژیم درآورد. با دلاوری تمام، به‌سمت دشمن تهاجم می‌کرد و با رگبار مداوم دسته‌دسته از مزدوران را به‌هلاکت می‌رساند. ظهر روز پنجشنبه، در آخرین روز و در آخرین ساعتهای نبردها، درحالی‌که انبوهی از مزدوران او را به کمین انداخته بودند، بر اثر اصابت تیری مجروح شد و ساعاتی بعد خون پاکش را فدیهٌ آزادی میهن کرد و در کهکشان شهیدان جاودانه شد.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید